به گزارش خبرگزاری حوزه، زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، کارشناس ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم(ع) در یادداشتی درخصوص حماسه عظیم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی آورده است؛ میگویند تاریخ چراغ راه آینده است، اما این چراغ اگر با روغن «راویان متعهد» روشن نشود، ظلمت تحریف همه جا را فرامیگیرد. روزی که در میان انبوه سیاهپوشان تشییع ایستاده بودم، به مسئولیتی میاندیشیدم به سنگینی کوه، مبادا این عظمت، قرنها بعد، در میان انبوهی از تردیدها گم شود.
چرا غدیر ماند و بسیار حماسههای دیگر نه؟ همهی ما داستان غدیر را شنیدهایم. پیامبری در میان صدوبیست هزار نفر، دست وصیّ خود را بالا برد و پرسید: «آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم؟» این واقعه، امروز برای تمام فرق و مذاهب اعم از شیعه و سنی مسلّم و قطعی است. چرا؟ چون راویانش کم نبودند. چون از آن روز، تکتک حاضران، خودشان را موظف دانستند که این لحظه را برای پسر، همسایه و قبیلهشان روایت کنند. این «تواتر» بود که غدیر را از گزند انکار مصون داشت.
اما از آن سوی تاریخ، چندین واقعهی عظیم را هم میشناسیم که امروز سایهای از تردید بر آنها افتاده. نه چون رخ نداده بودند، بلکه چون راویانشان در لحظه، متوجه عظمت تاریخی آن نبودند. چون «کم روایت کردند» و به «همان یک خبر بسنده کردند». دشمنان حقیقت، از همین شکافهای روایی برای تزریق دروغ استفاده میکنند. تردید، فرزند خاموشی راویان است.
امروز تشییع رهبر شهید؛ غدیرِ انقلاب اسلامی است. تشییع رهبر انقلاب، غدیرِ عصر ماست. این دریای مواج عزادار، فقط یک پدیدهی اجتماعی یا یک مراسم سیاسی نیست. این یک «بیعت دوباره» است. این پیامی است به تاریخ که «راه، ادامه دارد». اگر ما امروز هزاران روایت از این حضور تولید نکنیم، اگر هرکدام از ما خودش را یک «راوی مکلف» نداند، صد سال بعد چه اتفاقی میافتد؟ تحلیلگری در آینده، رو به دوربین میگوید: «ادعا شده در سال ۱۴۰۵ تشییعی با این عظمت برگزار شده، اما منابعش محدود است. احتمالاً بزرگنمایی حکومتی بوده.» این فاجعه است. فاجعه آنجاست که یک ملت، حماسهاش را باور نکند، چون ما «کم کاری کردیم».
کار سخت راویِ امروز، تواترسازی برای فرداهای دور است. کار ما فقط گزارشنویسی نیست. کار ما «متواتر کردن» این رویداد است. در علم حدیث، یک خبر وقتی «متواتر» است که راویانش در هر طبقه آنقدر زیاد باشند که عادتاً تبانی بر دروغ محال باشد. ما باید تشییع را به «خبر متواتر» تاریخ معاصر تبدیل کنیم. یعنی چه؟ یعنی فقط یک گزارش رسمی از یک خبرگزاری کافی نیست. باید هزاران روایت مستقل از زوایای مختلف ساخته شود؛ روایت آن مادر گریان، روایت آن جوانی که از شهرستان آمده، روایت پیرمردی که عصازنان خودش را به تابوت رساند، روایت کودکانی که در این ازدحام فهمیدند «قهرمان» یعنی چه. هر روایت، یک شاهد است. هر پست، یک سند است. هر ویدئوی صمیمی از میان جمعیت، یک تیر خلاص به پیشانی تحریف است.
ما خشتهای بنای تمدن را میچینیم. اگر امروز تاریخ برایمان مهم است، اگر نمیخواهیم نوادگانمان با شک و تردید درباره این لحظات ناب حرف بزنند، باید دست به کار شویم. بگذارید روایتها آنقدر زیاد، آنقدر متنوع و آنقدر عمیق باشد که هیچ کس در آینده نتواند بگوید: «این فقط یک پروپاگاندا بود.» بگذارید مثل غدیر، تشییع رهبر انقلاب هم سینهبهسینه و پستبهپست بچرخد تا تبدیل به حافظهی جمعی یک تمدن شود. این جمعیت که آمدند، به ما اعتماد کردند. آنها آمدند تا دیده شوند. زشت است که ما کم بگذاریم و نسل بعد، آمدن آنها را باور نکند.
کار ما سخت است، چون دشمن ما، فراموشی است. کار ما سنگین است، چون با هر کلمه، داریم برای تاریخ شهادت میدهیم. کوتاهی ما در روایت، خیانت به آن پیرمردی است که ساعتها پیاده آمد تا برای آخرین بار با رهبرش وداع کند.
راهی جز روایت فراوان نیست. این حماسه باید روی دستها بچرخد، بر سر زبانها بیفتد و در چشمها حک شود. تاریخِ بعد از ما، قاضی سختی است. باید انبوهی از اسناد را جلوی رویش بگذاریم تا چارهای جز پذیرش حقیقت نداشته باشد. نباید بگذاریم حجاب معاصرت چشم های ما را ببندد و دستان مارا از نوشتن بازدارد. این ما هستیم که برای هزاران سال بعد روایت می نویسیم.










نظر شما